اولين پيامهای محبت
ساعت ٢:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٢/٥ 

سلام سلام  وای نمی دونين چه حس قشنگيه که آدم صبح اول صبحی بياد وبلاگش رو بخونه و ببينه دوستای عزيزی که اصلا نديدتشون براش پيغام گذاشتند من که خيلی ذوق کردم نمی دونم شما هم که وبلاگ می نويسيد وقتی اولين خواننده تون براتون پيغام  گذاشت همين حس رو داشتين يا من خيلی نديد بديد تشريف دارم!!!!!

امروز هر چی گشتم نتونستم اين وبلاگمو يه سرو سامونی بدم نکنه بايد از طريق دستکاری تو همون کدهای HTML اين کارو انجام بدم آره؟؟

اين شرکتمون می خواد ايزو بگيره منم کردند مسوول واحد کيفيت .حالا اين جدا از کارای رشته تخصصی خودمه.واسه همينم از قبل از عيد تا الان يکم که چه عرض کنم يزره بيشتر از يکم سرم شلوغه و شدم اينجوریازبس پشت کامپيوتر نشستم بعضی وقتها که می رم خونه پشت گردنم درد می گيره واسه همينم دنبال يه ورزش خوب واسه گردنم هستم.

راستی آخر اين هفته تولد شوهری جونه (۸ ارديبهشت ) منم از يک هفته قبل دارم دنبال کادو براش می گردم نمی دونم چی بگيرم.عطر و کمربند و کيف و اينجور چيزها که ديگه خيلی معمولی شده واسه همينم فکر کردم ببينم چی رو الان احتياج داره بگيره همونو براش بگيرم.واسه همينم ديشب به طرزی ماهرانه !!!!که مثلا نفهمه برای چيه ازش می پرسم:راستی مزه تو الان چی رو دوست داری خيلی داشته باشي؟

شوهری: تو رو

من: نه غير از من

شوهری :پول خيلی زياد!!

من:نه ببين مثلا يکی بخواد برات سوغاتی بياره دوست داری چی بياره؟

شوهری يکم  بعد ميگه: سيمان!!!!

من :

خلاصه تمامی تمهيدات من با شکست مواجه شد حالا جالبه که اونم فهميده برای چی می پرسم ولی مثلا هيچکدوم به روی خودمون نمی ياريم.هرچند مطمئنم که تا آخر اين مکالمه نمی دونست ولی بعد از گفتن سيمان و ديدن قيافه من تازه يادش اومد.

اين قضيه کادو خريدن اين تولد اهميت استراتژيک داره چون سالگرد عقدمون و عروسيمون و روز زن در پيشه و عقل سلیم در همينه

وای خيلی حرف زدم.فعلا بای

پی نوشت ۱:بيتای عزيز هروقت متوجه شدم برات حتما می نويسم.

پی نوشت ۲:مامان سميه و مامان تازه نيکو مرسی که بهم سر زديد.


کلمات کلیدی: