صفات شخصيتی کودکان-ترس در کودکان
ساعت ۱۱:٤۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٤/۳۱ 

سلام

امروز روز قشنگی توی زندگی منه .امروزاولین سالگرد ازدواج (همون عروسی نه نامزدی ) من و عزیز دلمه.بعد یکسال که از زیر یه سقف رفتنمون می گذره خیلی بیشتر از قبل دوستش دارم واقعا خدارو شکر می کنم که همچین کسی رو نصیبم کرده کسی که با صبوری هاش و مهربونی هاش من رو عاشق خودش کرده .

شاید هیچوقت اینجا رو نخونه ولی عزیزم خیلی خیلی دوستت دارم  و ارزو می کنم همیشه سالم و سلامت باشی و ایشالا سال دیگه با یه نی نی گولوی ناز این روز رو جشن بگیریم .

من منتظر یه خبر خوبم دعا کنید که بشه

چقدر شکلکهای بامزه اضافه شده اینجا

                                                                                                

ترس در كودكان

دختر سه ساله ام عمويش را بسيار دوست دارد. اما او در هجده ماهگى از عمويش مى ترسيد. البته او شخصيت پرهياهويى دارد اما همه بچه ها او را دوست دارند و ما از اينكه دخترم حتى با لحظه اى ديدن او دچار هراس مى شد واقعاً تعجب مى كرديم. كم كم با به كاربردن راهكارهايى ترس او را تبديل به كنجكاوى كرديم. درواقع بايد چيزهاى مختلف را از ديد كودك ببينيم تا بتوانيم او را درك كنيم. فرض كنيد به اندازه كودكتان هستيد اگر كسى را ببينيد كه سه يا چهار برابر اندازه خودتان بوده و صداها و شكلك هاى عجيبى از خود نشان دهد آيا نمى ترسيد؟ طبق گفته متخصصان، تجربه ترس درواقع يكى از بخشهاى طبيعى روند رشد انسان مى باشد. از نظر بزرگسالان ترس از بعضى چيزها غيرمنطقى است اما اگر آنها را جدى گرفته و از ديد كودك به آنها نگاه كنيم، هر دو احساس آرامش بيشترى خواهيم كرد. در زير روشهايى براى درك كودك و غلبه بر ترس او آورده شده است.
آغاز تولد تا شش ماهگى: نورهاى روشن و صداهاى بلند
ترس در نوزادان بيشتر غريزى است تا اكتسابى. هر تغييرى در اطراف او مانند بالا رفتن ناگهانى صداى شما يا انفجار موسيقى مورد علاقه تان يا صداى جاروبرقى ممكن است او را ترسانده و به گريه وادارد. حتى يك اسم رسمى نيز براى اين واكنش وجود دارد: واكنش مورو. اگر يك صدا يا نور براى كودك جديد باشد، او دستهايش را ناگهان تكان داده، پاهايش را جمع كرده و بلند گريه مى كند. نوزادان همچنين از «افتادن» نيز مى ترسند. آنها نه ماه درون رحم مادر بوده اند و اكنون با احساس داشتن دست وپاهايى كه مى لولند و كسى كه آنها را در آغوش خود تكان داده و بازى مى كند احساس ناامنى مى كنند.
بهترين كار براى نوزادى كه مى ترسد اين است كه او را در آغوش گرفته و به آرامى تكان دهيد و در همان حال با لحن آرامى با او صحبت كنيد.
شش تا دوازده ماهگى:
همانطورى كه نوزاد رشد مى كند روزبه روز محيط اطرافش را بيشتر وبيشتر كشف مى كند. اگرچه بيشتر آنچه كه مى بيند و مى شنود باعث شادى او مى شود، برخى چيزها كه به نظر بى خطر هستند مانند اسباب و لوازم خانه ممكن است او را بترسانند. چون او قبلاً هرگز آنها را نديده و يا ممكن است صداها و حركات غيرمنتظره اى براى او داشته باشند.
يك مادر مى گويد: «وقتى پسرم ۹ ماهه بود، هنگام تعويض پوشك گريه مى كرد. او درواقع از صداى خش خش پوشك مى ترسيد.» در واقع هيچ دليلى براى قانع كردن كودك وجود ندارد كه با آن بتوان به او تفهيم كرد كه پوشك ترس ندارد. يك روانشناس كودك مى گويد: «بايد اين را درك كنيم كه اين ترسها غريزى هستند.» يكى از راههاى از بين بردن ترس كودك اين است كه او را از عامل ترس دور كنيم. كه البته آسانترين راه نيز هست.
اما اگر نمى توان از عامل ترس حذر كرد بايد كودك را در آغوش گرفته و به آرامى او را به عامل نزديك كنيد. بيشترين عامل ترس در نوزادان ۶ تا ۱۲ ماه، ترس جدايى از والدين و روبرو شدن با غريبه ها است. كه از روند كشف دنياى اطراف در نوزادان حدود هفت ماهه نشأت مى گيرد و بعداً كودك نه تنها مى فهمد والدينش و پرستارش چه كسانى هستند، بلكه حتى مى فهمد وقتى در اتاق او نيستند جاى ديگرى مى باشند. حتماً ترس جدايى كودك از والدين را تجربه كرده ايد وقتى كودك را سرجايش گذاشته و مى خواهيد از او جدا شويد به طور شديدى گريه مى كند اما دوباره بازگشته و او را در آغوش مى گيرد. اگرچه اين حالت كودك با رشد او از بين مى رود و درواقع اين دوره را نيز پشت سر مى گذارد اما در عين حال روشهايى نيز براى آرام نمودن كودك در اين مواقع وجود دارد.
بازيهايى مانند دالى موشك يا تمرين جدايى مانند گفتن خداحافظ، ترك اتاق و برگشتن پس از چند لحظه بهترين تمهيدات براى زمانهايى است كه مجبوريد براى چند ساعت او را با پرستارش تنها بگذاريد. اين روانشناس مى گويد: «وقتى زمان جدايى فرا مى رسد قبل از رفتن كمى كنار كودك و پرستارش بمانيد تا فضا رابراى او عادى كرده و او را آرام كنيد.» وقتى كودك را به پيك نيك، پارك يا نزد فاميل مى بريد تعجب نكنيد اگر گريه مى كند چون از غريبه ها هراس دارد و اين نيز طبيعى است. ممكن است شما از اين حالت شرمنده شويد (مثلاً به كودك بگوييد خاله تو را دوست دارد و فقط مى خواهد تو را ببوسد) اما بايد كودك را نيز درك كرده و به او پاسخ بدهيد. مؤلف كتاب «تشويش كودكان» مى گويد: وقتى كودك مى خواهد بيشتر در آغوش شما باشد اين فرصت را به او بدهيد. ترس از غريبه ها نيز به مرور كه بزرگتر شده و افراد بيشترى را مى بيند از بين خواهد رفت.
۱۲ تا ۲۴ ماهگى: حيرتهاى ناخوشايند
اگر كودكى داشته باشيد حتماً گاهى صفت «شجاع و ترس» را براى او به كار مى بريد. اگرچه كودكان دوست دارند شيرينكارى كرده و گاهى كارهاى خطرناك نيز انجام دهند اما بعضى اوقات از ديدن چيزهاى عجيبى كه براى آنان هنوز شناخته شده نيست وحشت مى كنند. در اين مواقع سعى نكنيد كودك را برداشته و از صحنه دور كنيد.
فرار باعث مى شود كودك از آن چيزى كه او را فرارى مى دهيد بيشتر بترسد. اما رويارويى با عامل ترس و اينكه به كودك بگوييد «شجاع باش» نيز مسأله را حل نمى كند. در عوض دست او را گرفته و به او خاطرنشان كنيد كه همه چيز مرتب بوده و دليلى براى ترس وجود ندارد. كودكان علت و معلولها را درك مى كنند پس اگر مسائل را براى او توضيح دهيد او بر ترس خود غلبه خواهد كرد. براى مثال اگر از دلقك مى ترسد به عروسكى لباس دلقك بپوشانيد و يا ماسكى را روى صورت گذاشته و در بياوريد و با اين كارها به او بفهمانيد كه دلقك نيز يك انسان است كه فقط لباس مبدل پوشيده است. بازى نقشها نيز مؤثر است. عروسكى را برداشته و به زبان او بگوييد من از دلقك مى ترسم سپس با عروسك ديگرى پاسخ دهيد كه او فقط يك مرد است كه لباس مبدل پوشيده است.
دو تا سه ساله: ديو و غيره...
كودكان اكنون تخيلاتى دارند كه خلاقيت، يادگيرى و ترس آنان از چيزى كه در تاريكى كمين كرده را تقويت مى كند. ترسهاى شبانه ناشى از تجربه هاى جديد در روز مى باشد. مثلاً تجربه روز اول مهد كودك ممكن است شب پس از خاموشى چراغ به شكل يك ديو كه از پشت در كمد پديدار مى شود ظاهر شود. متخصصان توصيه مى كنند به كودك اطمينان دهيد كه هيچ چيز خطرناك و ترسناكى در اتاق نمى باشد. مى توان عروسك هايى را در رختخواب او گذاشت كه احساس تنهايى نكند و يا چراغ خوابى در اتاق روشن كرد كه او عروسك هايش را ببيند و آنها را ديو تصور نكند. برخى از متخصصان معتقدند اگر به كودك يك اسپرى به اصطلاح «ضدلولو» بدهيم او را قادر مى كنيم كه خود مسأله خودش را حل كند. اگر به دنبال ديو رفته و آن را جست وجو كنيد درواقع كودك فكر مى كند كه ديو واقعى است و بيشتر مى ترسد. به هر حال چگونگى برخورد شما با اين ترسها بستگى به رفتار كودكتان دارد. كودكان بزرگتر نيز ممكن است هنوز حتى در مدرسه براى والدينشان دلتنگ شوند اما چون اكنون ياد مى گيرند كه چگونه با احساسات خود كنار بيايند، مى توانند براى اينكه از عهده خود برآيند نقش فعالى داشته باشند. اگر به او چيزى مانند يك عكس خانوادگى بدهيد كه هر گاه احساس تنهايى كرد به آن نگاه كند مى تواند به او كمك كند كه در چنين مواقعى براحساسات خود غلبه كند.
همانطورى كه كودك رشد مى كند، ترس او نيز كم شده و به دنيا منطقى تر نگاه مى كند. تجربه اى كه اكنون به دست مى آورد باعث اعتماد به نفس او شده و به او مى آموزد كه ترس قابل كنترل است.

http://www.iran-newspaper.com/1384/840801/html/women.htm


کلمات کلیدی: