پراکنده
ساعت ۱۱:٥٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/۳/٧ 

یزره حال و روزم بهم ریخته است.

اولا که پنج شنبه ممیزی داشتیم همه چیز به خیر و خوشی تموم شد و برای گواهینامه توصیه شدیم.

ولی ای خسته ای شدم توی این مدت که نگو .

حال و روز شرکتمون بهم ریخته است. شرکتمون پارسال خصوصی شد و ما انتظار داشتیم دیگه مثل اون موقعها که دولتی بود نباشه و ادمای شایسته بشند رییس و این چیزا ولی خوب طی همین یکی دو روز قبل یکی از همین مزخرفترین ادما شد مسوول یه بخشی و متاسفانه ما هم رفتیم زیر نظر اونویه ادم زیر اب زنیه که فقط خدا می دونه.تا حالا تو چند تا پروژه با هم همکاری داشتیم ولی توی همشون بینمون حرف پیش اومده.چون من اصلا ادمی نیستم که بزارم یکی بهم زور بگه.جوابش رو می دم.

این از این.

راستی از هفته قبل داریم می ریم دنبال خونه.دیروز یه خونه ای رو دیدیم مناسب بود و خیلی خوشگل

ولی چون طبقه 4 بود گفتیم بعدا حامله بشم برام سخت می شه دیگه نگرفتیم.

اینروزها یزره اعصابم خورده برای همینم به شوهری خیلی گیر می دم.باید سعی کنم دیگه این کارو نکنم.

حالا اینا به کنار همش فکر می کنم نکنه من نتونم حامله بشم!!!!نکنه بچمون خدای نکرده سالم نشه!!!!نکنه تا اخر ماه خونه پیدا نکنیم!!!!نکنه....... نکنه......... نکنه....

نظرتون چیه؟ فکر می کنین امیدی بهم هست ؟؟؟یا از دست رفتم


کلمات کلیدی: