ساعت ٢:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۳/۳۱ 

اينجا چه خبر شده؟؟؟؟؟؟؟؟من هيچ کدوم از نوشته های جديد شما رو نمی بينم.

شبی نوشته اپ کرده ولی هر چی می رم همون قديميها رو می بينم؟؟؟؟؟

نی نی مامان ارزو بالاخره دنيا اومد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


کلمات کلیدی:
 
۱۰ راه برای حمايت از رشد عاطفی کودکان
ساعت ۱٢:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۳/٢٧ 

سلام

من خوبم امیدوارم همه خوب باشند

اینروزها یکی دیگه از دوست جونامون (مامان آرزو )داره مادر می شه نمی دونم شایدم تا الان شده باشه کسی خبری ازش داره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ما بالاخره یه خونه پیدا کردیم هورااااااااااااااااااااااااااااااااااا

خونه 90 متری 2 خوابه یک خواب بزرگتر و یه خواب یکمی کوچکتر برای نی نی .بر خلاف این خونه مون که قدیمی بود این خونه مون نوسازه و آی کیف داره.

ولی هنوز قولنامه شو امضا نکردیم .یعنی صاحبخونه هنوز نیومده تا امضا نشه این خیال من راحت نمی شه .همین هفته هم اسباب کشی داریم.تازه از امروز باید شروع کنم به جمع کردن وسیله ها .

این از این

امروزم بازی ایران پرتقاله ولی فکر نکنم  ایران ببره چون برانکو گفته همون ترکیب تیم قبلی رو می خواد بزاره!!!!!!!!!بابا روتو برم برانکو

یه مطلب برم بگردم بزارم اینجا تا ببینیم اوضاع چه جوریاست دیگه

 


10 راه برای حمایت از رشد عاطفی کودکان

 

۱ـ رفتارهايي را كه فرزندتان به هنگام برانگيخته شدن احساساتشان تجربه مي كنند به ياد داشته باشيد. براي مثال اگر به هنگام راه رفتن سر مي خورد، بگوييد: «اين مسأله نگران كننده است.» و زماني كه عصباني به نظر مي رسد، مي توانيد اين عبارت را به كار ببريد: «تو الآن احساس عصبانيت مي كني.» اين كار به او كمك مي كند بداند دقيقاً چه اتفاقي برايش افتاده و وي را قادر مي سازد براي كنار آمدن با احساساتش راه درستي را انتخاب كند.

 

۲ـ زماني كه فرزندتان با تكرار يك جمله احساسات منفي اش را با شما سهيم مي شود، آينه او شويد. اگر مي گويد: «مي ترسم»، به او بگوييد: «اين مسأله براي تو ترسناك است.» اين جمله به كودك اجازه مي دهد بداند شما به رنج و ناراحتي اش اهميت مي دهيد و بدين وسيله براحتي با او ارتباط برقرار مي كنيد. بيشتر والدين در اين مواقع سعي مي كنند به فرزندشان اطمينان دهند كه خطري متوجهش نيست يا به او پاسخ هاي علمي بدهند. اين كار باعث مي شود كودك با احساسات منفي اش تنها بماند.

۳ـ وقتي رفتار فرزندتان شما را ناراحت مي كند، اين مسأله را به او گوشزد كنيد. اگر با او ارتباط مستقيمي برقرار كنيد، مي توانيد فرزندتان را از احساس گناه يا خجالتي كه به دليل حرف نزدن و رفتار غير كلامي شما در او ايجاد مي شود، برهانيد.


۴ـ به جاي اينكه از ضمير سوم شخص استفاده كنيد و بگوييد: «مامان اكنون احساس عصبانيت مي كند.»، بگوييد: «من الآن عصباني هستمدر اين صورت استفاده از ضمير «من» حساسيت و صميميت بيشتري در روابط والدين و فرزندان ايجاد مي كند

 

 ۵ـ به ياد داشته باشيد طغيان احساسات كودكان شما تنها يك دوره كوتاه است كه بزودي سپري خواهد شد. وقتي كودك شما پرخاش مي كند، بهتر است والدين باهم متحد باشند. اين روش بهتر از درگيرشدن والدين باهم است. اين حالات بيشتر در كودكاني رخ مي دهد كه احساس مي كنند هويت مستقلي جدا از پدر ومادرشان پيدا كرده اند ومعمولاً در سن ۴ سالگي در كودكان بروز پيدا مي كند.


۶ـ وقت بيشتري صرف كنيد و به فرزندتان اجازه دهيد كارهايش را خودش انجام دهد. كودكان كارهايي مثل لباس پوشيدن، ريختن آبميوه در ليوان و تميز كردن خانه را دوست دارند. نقش اصلي شما تربيت كودك به نحوي است كه بتواند روي پاي خودش بايستد.


۷ـ براي ايجاد صميميت با فرزندتان از واژه هاي احساسي استفاده كنيد تا حس صميميت با ديگران نيز در او ايجاد شود.


يك راه ساده براي ايجاد ارتباط مستحكم با ديگران، تقسيم احساسات و عكس العمل هايتان با ديگران است. اين روش را براي فرزندتان نيز به كار ببريد.
۸ـ وقت زيادي براي بررسي وضعيت روحي خود صرف كنيد. زيرا رفتار شما تأثير مستقيمي روي فرزندتان دارد. اگر شما زود رنج، تندخو يا مضطرب هستيد، فرزندتان نيز پاجاي پاي شما مي گذارد و همان عادت هاي رفتاري واخلاقي كه شما داريد را تكرار مي كند.


۹ـ به ياد داشته باشيد كه كودكان اغلب در واكنش به رفتار بزرگترها، دچارافسردگي مي شوند. اگر فرزند شما يك تجربه تلخ مثل طلاق والدين، مرگ يكي از عزيزان، تصادف، نقل مكان به خانه جديد يا موارد ديگري را تجربه كرده، به عنوان عكس العمل در برابر حس از دست دادن، بيقرار و گيج خواهد شد.


۱۰ـ اگر احساس مي كنيد فرزندتان به مشاوره و روانكاوي نياز دارد، با چند مشاور گفت وگو كنيد. يك مشاور خوب قادر است درباره مشكلات ملموسي كه به وضوح دركشان كرده ولي قادر به حل آنها نيستيد، به شما اميدواري دهد وبرايتان راه حل پيدا كند.



منبع:http://www.iran-newspaper.com/1381/810211/html/gozand.htm


 

فعلا بای

 


کلمات کلیدی:
 
 
ساعت ۱:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۳/٢٠ 

سلام

چطورید یا نه؟؟؟؟؟

من خوبم همچنان به دنبال یک سرپناه جدید هستیم ولی هر جایی رو می بینیم یه اشکالی داره

حالا خدا کنه تو این چند روزه گیر بیاریم.فوتبال جام جهانی هم شروع شده توی یه جایی خوندم که ای فوتبال جام جهانی آمار طلاق رو می بره بالا منم که حساس !!!!!!!!برای اینکه زندگیم دستخوش تحول نشه خودمو علاقمند به فوتبال کردم و با این شوهری هنوز بابا نشده می شینیم فوتبال می بینیم بالاخره گفتیم وصلت کنیم حالا علاقه بعد از ازدواج به وجود میاد (بابا فوتبالو میگم )

من الان از این 25 سال عمرم غیر از 6 سال اولش بقیه رو همش صبح زود پا شدم ولی هنوزم عادت نکردم و هر روز که بیدار می شم می شمرم تا چند روز دیگه جمعه می شه

راستش می خوام بچه دار شم هم بیشتر به خاطر همون 4 ماه مرخصی بعد از زایمان هستش (نی نی خوشگلم تو نشنیده بگیر اصلا همش به خاطر توئه )

حالا این مطلبو می زارم برای همه اونایی که عاشق خوابند و مخصوصا خواب صبح و نی نی گولوهای ناز نازی.

 


کودکم چقدر باید بخوابد
ميزان و كيفيت خواب كودكان نه تنها نشانه مهمي از بيماري هاي آنهاست، بلكه بر آرامش و سلامت تك‌تك اعضاي خانواده تاثير مستقيم مي‌گذارد.

براي خواب كودكان هيچ عدد ثابتي وجود ندارد كه براي همه بچه‌‌هاي يك رده سني صدق كند

دكتر پريسا شباني
http://www.salamat.ir/index1.asp?t=6#6
يكي از مهم‌ترين موضوعات مورد بحث درباره كودكان، مسئله خواب آنهاست. كساني كه تازه پدر و مادر شده‌اند، خيلي خوب اهميت اين موضوع را درك مي‌كنند، ميزان و كيفيت خواب اين كوچولوهاي نيم‌ وجبي، روي خواب، سلامت و رفاه تك‌تك اعضاي خانواده تاثير مستقيم مي‌گذارد و مي‌تواند تعيين‌كننده اين موضوع باشد كه روز بعد سركار خواب‌آلوده باشيم و دائم خميازه بكشيم يا سرحال باشيم. پدر و مادرهاي جوان فكر مي‌كنند كه وقتي كودكشان بزرگ‌تر شود و مثلاً ديگر شب‌ها براي شيرخوردن بيدار نشود، راحت خواهند شد، اما بايد به آنها بگوييم كه ابداً اين‌طور نيست، تنها چيزي كه تغيير مي‌كند، نوع و نحوه تقاضاهاي كودك است، مثلاً به جاي گريه‌كردن و شيرخواستن، بچه شما را بيدار مي‌كند و آب مي‌خواهد يا مي‌خواهد كه او را به دستشويي ببريد و يا به‌خاطر ديدن خواب بد از خواب مي‌پرد و مي‌ترسد و به هر حال در هر سني به شكلي شما را نصف شب بيدار خواهد كرد. نكته مهمي كه وجود دارد اين است كه وقتي به دلايل مختلف كودك ،شما را از خواب بيدار مي‌كند، چطور با او برخورد كنيد، و به‌طور كلي اين بيدارشدن‌ها چقدر مي‌توانند طبيعي باشند و براي هر بچه‌اي چند ساعت خواب كافي است.‌

بچه‌ها چقدر مي خوابند؟

اگر فقط به جدول‌هايي كه ميزان خواب مورد نياز براي بچه‌ها را براساس سن بيان كرده‌اند،توجه كنيم و تفاوت‌هاي فردي را درنظر نگيريم، ممكن است ميزان خواب كودكمان بسيار ما را نگران كند، چون اين مقادير فقط بيان‌كننده ميانگين مقاديري هستند كه در گروه‌هاي پرتعداد مختلف مورد بررسي قرار گرفته‌اند.‌ هيچ عدد ثابتي وجود ندارد كه براي همه بچه‌‌هاي يك رده سني صدق كند. ساراي 2 ساله ممكن است از 8 شب تا 8 صبح فردا بخوابد و سرحال باشد ولي مريم كه او هم 2 سال دارد، 10 شب بخوابد و 5 صبح بيدار شود و به اندازه سارا هم سر حال باشد. تاثير خواب در سلامت بچه‌ها به حدي زياد است كه رفتار بچه‌ها مي‌تواند دقيقاً تحت تاثير كم‌خوابي آنها قرا ر گيرد. البته اين ارتباط و تاثير به اندازه بزرگ‌ترها قابل پيش‌بيني و تشخيص نيست. وقتي بزرگ‌ترها دچار كمبود خواب مي‌شوند. خسته، بي‌حوصله، بي‌انرژي و نهايتاً بداخلاق مي‌شوند ولي در بچه‌ها هميشه نتيجه مشخص نيست و گاهي در نتيجه كم‌خوابي، فعاليت آنها افزايش يافته، بي‌قرار مي‌شوند و رفتارهاي عجيب و غريب از خودشان نشان مي‌دهند كه كنار آمدن با آنها مشكل است.‌ با درنظر گرفتن اين نكته كه هر بچه‌اي يك فرد متفاوت با بقيه است و نياز او به خواب هم ممكن است با بقيه افراد كاملاً متفاوت باشد، به بررسي خواب كودكان در سنين مختلف مي‌پردازيم.‌

‌6 ماه اول زندگي
هيچ برنامه مشخصي براي خواب در نوزادان تازه به دنيا آمده وجود ندارد، چون هنوز ساعت دروني بدن آنها به اندازه كافي تكامل نيافته است به‌طور معمول نوزادان در حدود 16 تا 20 ساعت در شبانه روز را مي‌خوابند كه تقريباً به‌طور مساوي بين شب و روز تقسيم مي‌شود. در طول خواب، اغلب نوزادان هر 3 الي 4 ساعت براي شيرخوردن بيدار مي‌شوند و تا زماني كه روند وزن‌گيري آنها به حد قابل قبولي نرسيده باشد، حتي اگر خودشان هم بيدار نشوند بايد هر 3-4 ساعت يك‌بار آنها را بيدار كرد تا شير بخورند. بعد از اينكه وزن كودك به حد قابل قبولي رسيد و معمولاً بعد از 2 هفته از تولد، اگر دوره‌هاي خواب آنها طولاني تر هم باشد، قابل قبول است. البته نبايد دلتان را خوش كنيد . طولاني‌ترين زماني كه ممكن است نوزاد شما پشت سر هم بخوابد، حدود 4-5 ساعت است و بستگي به اين دارد كه قبل از خواب چقدرسير باشد و معده كوچكش در بين دو وعده شير چطور عمل كند.‌ برخي از نوزادان در شب كمتر مي‌خوابند و پدر و مادر آنها كم‌كم به اين نتيجه مي‌رسند كه خواب شب براي آنها فقط مي‌تواند در حد يك رويا باشد؛ ولي اين‌طور نيست و در عرض 3 ماه، كم‌كم خواب كودك بيشتر به طرف شب مي‌رود و در حدود 5 ساعت در روز و 10 ساعت در شب خواهد خوابيد و در بين آن حدود 2 تا 3 بار هم بيدار خواهد شد.‌
هميشه بايد توجه داشته باشيم كه وقتي كه صداي بچه درآمد به معني اين نيست كه او بيدار شده، بلكه بچه‌ها در طول خواب مي‌توانند صداهايي توليد كنند كه شبيه گريه كوتاه باشد. اين صداها نشانه بيدار بودن آنها نيست، حتي اگر بچه در شب بيدار شود، خودش ظرف چند دقيقه مجدداً خواب مي‌رود و بهتر است كه تا صدايي از بچه شنيديد، او را بغل نكنيد و اين فرصت را به او بدهيد كه خودش خوابش ببرد. اگر گريه بچه زير 6 ماه بيش از چند دقيقه طول كشيد، بايد به فكر مشكلات احتمالي او باشيد، مثلاً ممكن است گرسنه باشد، خيس كرده باشد و يا سردش باشد و يا حتي بيمار باشد.‌ وقتي كه كودك بيدار مي شود و مثلاً در اثر گرسنگي يا خيس كردن گريه مي‌كند، بايد بدون اينكه چراغ‌ها را روشن كنيد، در كمال آرامش و بدون سر و صدا، مشكلاتش را برطرف كنيد و سكوت شب را برهم نزنيد. يعني در اين مواقع، نبايد با كودك حرف بزنيد يا او را بازي دهيد.
چون بچه كه نمي‌داند ساعت چند است، وقتي چراغ‌ها را روشن كرديد و با او بازي كرديد و حرف زديد، فكر مي‌كند كه بايد بيدار شود.‌در اين دوره سني مي‌توانيد كم‌كم، الگوي خواب را براي كودك خود ايجاد كنيد، بهترين روش اين است كه كودك را در گهواره و يا رختخوابش بخوابانيد و از يك كار تكراري مثل لالايي خواندن يا هرگونه فعاليت آرامش‌بخش براي كمك به كودك براي خواب رفتن كمك بگيريد .اين كار باعث مي‌شود شب‌ها هم كه كودك از خواب بيدار شد، با به كارگيري همان روش كه براي كودك حكم عادت را پيدا كرده به راحتي به خواب برود.‌

‌6 تا 12 ماهگي‌
در حدود 6 ماهگي، بچه‌ها 3 ساعت در روز و 11 ساعت در شب مي‌خوابند. در اين سن شما بايد ياد بگيريد كه با كودكي كه از خواب بيدار مي‌شود و گريه مي‌كند، چطور برخورد كنيد. ابتدا بايد در حدود 5 دقيقه به او فرصت دهيد، تا خودش آرام شود و دوباره خواب برود. اگر در عرض 5 دقيقه كودك آرام نشد، شما مي‌توانيد، بدون اينكه او را بغل كنيد و يا از رختخوابش خارج كنيد، با كارهايي مثل آرام صحبت كردن با او و يا دست كشيدن به پشتش، او را آرام كنيد، مگر اينكه بچه بيمار به نظر برسد. بچه‌اي را كه به نظرتان مريض مي‌آيد، بايد بغل كنيد. اين بچه‌ها معمولاً گريه‌اي طولاني‌تر دارند و با راه‌حل‌هاي ساده فوق، ساكت نمي‌شوند.‌بعد از چند روز بچه به اين وضعيت عادت مي‌كند و وقتي شب‌ها از خواب بيدار شده خودبه‌خود دوباره خواب مي‌رود. اما اگر بچه 6 ماهه‌اي هر شب، 5-6 بار از خواب بيدار مي‌شود و بي‌دليل گريه مي‌كند، بايد براي معاينه پيش پزشك برده شود. ‌

‌1 تا 3 سالگي‌
در اين سن اكثر بچه‌ها در حدود 10 تا 13 ساعت مي‌خوابند. اضطراب جدايي از والدين و يا حتي تمايل شديد بچه‌ها به بودن در كنار پدر و مادر، مي‌تواند باعث بيداري‌هاي بچه‌ها در اين سنين شود . كودك از اين زمان به بعد كه خودش را به زور بيدار نگه مي‌دارد، دچار لجاجت و ... هم مي‌شود. پس بايد سعي كنيد زماني علايم خواب آلودگي در بچه ظاهر مي‌شود را پيدا كنيد و آن زمان را ساعت خواب كودك قرار دهيد. از طرف ديگر بچه 2-3 ساله‌تان را مجبور نكنيد كه حتماً روزها بخوابد، مگر اينكه واقعاً خسته و خواب آلوده باشد.‌گاهي والدين به اشتباه فكر مي‌كنند هر چه بچه بيشتر بيدار بماند، خسته‌تر شده و زمان خوابيدن راحت‌تر به خواب مي‌رود. اما نكته اينجاست كه گاهي خستگي بيش از حد، خواب رفتن بچه‌ها را مشكل‌تر مي‌كند.‌اگر بچه‌ها ساعت خواب مشخصي داشته باشند و با برنامه‌ خاصي آماده خوابيدن شوند، خواب رفتن براي آنها بسيار آسان‌تر خواهد شد. مثلاً‌ براي يك بچه 1-3 ساله به حمام كردن، درازكشيدن در رختخواب، خواندن قصه و يا گوش كردن به يك موسيقي ملايم مي‌تواند مفيد باشد.‌

اغلب بچه‌ها دوست دارند كه برنامه خواب‌ آنها هر شب دقيقاً مثل بقيه شب‌ها باشد و بر آن پافشاري مي‌كنند. به كودك خود اجازه دهيد كه خودش تصميم بگيرد كه كدام لباس راحتي‌اش را براي خواب بپوشد و يا كدام عروسكش را با خودش به رختخواب ببرد و يا كدام قصه را براي او بخوانيد. به اين ترتيب كوچولوي شما احساس خواهد كرد كه اين برنامه تكراري در كنترل و به اراده اوست. اما در ضمن نبايد اجازه دهيد كه اين برنامه‌ها و عادت‌هاي هنگام خواب از 15تا 30دقيقه بيشتر طول بكشد و يا خيلي پيچيده شود.

در اين سن دندان در آوردن بچه و مشكلات ناشي از آن و خواب ديدن‌ها ممكن است باعث بيدار شدن بچه شود. خواب‌هاي كودك در اين سنين ممكن است به طور مستقيم تحت تا‡ثير مسائل روزمره كودك باشد . اينكه در طول روز بچه كدام برنامه‌هاي تلويزيون را تماشا كند، بايد كاملاً مورد توجه قرار گيرد .چون دراين سن بچه‌ها قادر به تشخيص تصاوير از واقعيت نيستند و خواب‌هاي بد فوق‌العاده براي بچه‌هاي اين سن ترسناك هستند. اگر كودك مي‌خواهد خوابش را براي شما تعريف كند، بايد به او اجازه بدهيد و در كنارش بمانيد تا آرام شود و سپس او را تشويق كنيد تا دوباره بخوابد.
منبع: Kids Health.com



کلمات کلیدی:
 
 
ساعت ٤:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۳/۱٦ 

اومدم که اومده باشم

برمی گردم


کلمات کلیدی:
 
انتظار
ساعت ۱:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۳/۱٠ 

انتظار خیلی سخته .مثل وقتی  که بچه بودیم  و لباس نو که می خریدیم دیگه زمان برامون نمی گذشت تا عید بیاد.

الان من هم در حال انتظارم که این ماه هم بگذره و بعد بریم خونه جدیدمون و بعد اینکه جابجا شدیم نی نی دار بشیم . روز ها رو می شمرم.خیلی کند می گذره نمی دونم شایدم این قدر وبلاگ مامانا رو خوندم اینجوری شدم .جمعه با یکی از دوستامون بیرون بودیم که یه دختر کوچولوی  10 ماهه داره.خیلی بچه نازیه خوش خنده و شیطون

مامانش به من می گه بچه خیلی سخته خیلی دردسر داره.بچه نیاری خیلی راحتتری

ولی برای من خیلی جالبه با این که قبلا همین فکر هارو داشتم ولی الان دیگه همچین احساسی ندارم و فکر می کنم در واقع ما هستیم (پدرها و مادرها ) که نیاز داریم به بچه تا تکامل پیدا کنیم.ولی قبلنا فکر می کردم این بچه ها هستند که به ماها نیاز دارند و پدر و مادرها دارند لطف می کنند در حق اونا ولی وقتی ما خودمون تصمیم می گیریم اونا رو بوجود بیاریم دیگه وظیفمونه و در قبالشون مسوولیت داریم.هر چند بچه ها هم باید سپاسگزار زحمات پدرو مادر باشند.

جالبه  واقعا باید خدا رو شکر کرد که در هر مرحله ای نیازهای اون مرحله رو هم در ما بوجود میاره

 

شب رفت و حدیث ما به پایان نرسید                     شب را چه گنه حدیث ما بود دراز


 

از دوست به یادگار دردی دارم                               کان درد به صد هزار درمان ندهم


کلمات کلیدی:
 
پراکنده
ساعت ۱۱:٥٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/۳/٧ 

یزره حال و روزم بهم ریخته است.

اولا که پنج شنبه ممیزی داشتیم همه چیز به خیر و خوشی تموم شد و برای گواهینامه توصیه شدیم.

ولی ای خسته ای شدم توی این مدت که نگو .

حال و روز شرکتمون بهم ریخته است. شرکتمون پارسال خصوصی شد و ما انتظار داشتیم دیگه مثل اون موقعها که دولتی بود نباشه و ادمای شایسته بشند رییس و این چیزا ولی خوب طی همین یکی دو روز قبل یکی از همین مزخرفترین ادما شد مسوول یه بخشی و متاسفانه ما هم رفتیم زیر نظر اونویه ادم زیر اب زنیه که فقط خدا می دونه.تا حالا تو چند تا پروژه با هم همکاری داشتیم ولی توی همشون بینمون حرف پیش اومده.چون من اصلا ادمی نیستم که بزارم یکی بهم زور بگه.جوابش رو می دم.

این از این.

راستی از هفته قبل داریم می ریم دنبال خونه.دیروز یه خونه ای رو دیدیم مناسب بود و خیلی خوشگل

ولی چون طبقه 4 بود گفتیم بعدا حامله بشم برام سخت می شه دیگه نگرفتیم.

اینروزها یزره اعصابم خورده برای همینم به شوهری خیلی گیر می دم.باید سعی کنم دیگه این کارو نکنم.

حالا اینا به کنار همش فکر می کنم نکنه من نتونم حامله بشم!!!!نکنه بچمون خدای نکرده سالم نشه!!!!نکنه تا اخر ماه خونه پیدا نکنیم!!!!نکنه....... نکنه......... نکنه....

نظرتون چیه؟ فکر می کنین امیدی بهم هست ؟؟؟یا از دست رفتم


کلمات کلیدی: